|
ترنم یاس | ||
|
[ چهارشنبه 24/12/90 ] [ 9:10 عصر ] [ ف .گ. تهرانی ]
گاهی شده که به گذشته فکر کنید؟ دیدید بعضی ها مرتب در مورد گذشته و تفاوتش با الان حرف میزنند؟ بعضی مرتب میگن:زمونه بدی شده همه فاسد شدن . همه بی عقیده شدند . همه بد شدند. هیشکی خدا رو درست نمی پرسته. همه گناهکارند. همه.... و....و.... نمیدونم .من که همه دنیا رو اینقدر ها بد و سیاه نمیبینم . هنوز چشمهای معصومی رو میبینم .که موقع دعای کمیل اشک بار هستند. و فکر میکنم شاید نعمتهایی که خدا به ما میده در سایه لطفیست که به این نو جوانها داره و این کودکان بی گناه و این پیرهایی که نفسشون حقه . موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 18/11/90 ] [ 8:19 عصر ] [ ف .گ. تهرانی ]
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان عجب اوضاعی شده! هجوم همه جانبه تهدید و تهمت و افترا ؟ آمده و با کمال وقاحت میگه ترور دانشمندان هسته ای جزو برنامه های دولت آینده اش است و جالبه که طرفدار هایش هم با اشتیاق کف میزنندو سوت میکشند. تلویزیونهای دروغ پراکنی شون هم که با تمام قوا دارند سعی میکنند همه چی ر وارونه جلوه بدهند . از تحریف وقایع انقلاب بگیر تا جنگ و ... کوچیک وبزرگ هم براشون فرقی نداره . از رهبری گرفتند تا ریز و درشت کشور رو زیر تهمتهای شاخ دار میخواهند له کنند. تعجبی نداره . بار اول نیست و بار آخر هم نخواهد بود . از دشمن توقعی جز دشمنی نداشتیم . اما از دست خودمون هم ناراحتم . آخه اون موقعی که گذاشتند دشمنان به نام بازرسان آژانس بین المللی هسته ای بیایند و به محرمانه ترین اخبار ما دست پیدا کنند .و ببرند وکف دست امریکا بگذارند . چرا ما سادگی کردیم و راهشون دایم؟مگه در مورد عراق همین جاسوسان بین المللی نبودند که به جامعه جهانی به دروغ گفتند عراق سلاح کشتار جمعی دارد .و در حالی که خودشان تمام سلاحهای عراق رو از بین بردند و خاطرشون جمع شد که نمیتونه کاری از پیش ببره حمله کردند و با بدترین انواع سلاحهای شیمیایی و مخرب به مردم بی پناه حمله کردند و به صغیر و کبیر رحم نکردند؟ جالب این که چگونه این قدر پر رو و وقیحند؟مثلا اگه تو بحرین و یمن مردم تکه تکه بشوند همه شون خفقان مرگ میگیرند و نفسشون در نمیاد . اما در مورد سوریه باید بر عکس عمل کنند.یا مثلا اگه بخواهند یک اسمی رو علم کنند کاری که در مورد ندا کردند . اما در مورد جوانان دانشمند و نخبه ما لالمونی میگیرند. شما رو به خدا قسم میدم از مسئولین کشور همه تقاضا کنیم که برای حفظ جان و سلامتی دانشمندامون تلاش جدی بکنند. اما دشمن..... حالا با دم شیر بازی میکند. اما فکر نمیکنم اگه این شیر صبرش تمام شود بتوانند در مقابل حتی یک غرشش لحظه ای تاب آورند . حواسشونو جمع کنند . ببین کی بهشون گفتما!!!!! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 27/10/90 ] [ 4:46 عصر ] [ ف .گ. تهرانی ]
سلام دوستان دیروز با یکی از همکارانم صحبتی داشتم که به نظر جالب بود . او بعد از ظهر ها به عنوان معلم رابط اضافه کاری میکند . و به من میگفت چرا برای فعالیت بیشتر اقدام نمی کنم؟و چرا تقاضایی برای اداره نمیفرستم تا برایم اضافه کار در نظر بگیرند؟ گفتم نمیخواهم اضافه بر ساعت موظف کار کنم و اگر میخواستم هم نیازی به اضافه کاری در اداره ندارم بلکه میتوانستم در کلینیک مشغول به کار شده ودرامد خوبی داشته باشم . خیلی تعجب کرد . و باز در میان صحبتهایش به کنایه گفت که شما بلد نیستید از تخصص خودتان استفاده کنید و خلاصه منظورش این بود که اگر به جای من بود بیشتر از این حرفها از تخصص استفاده کرده و فرصتهایش را هدر نمیداد. از او پرسیدم شما که بعد از ظهر هم در خانه نیستید امور رسیدگی به فرزندتان را چگونه انجام میدهید؟ او از اینکه این قدر از بودن در کنار شما محروم می شود ابراز ناراحتی نمی کند؟و یا همسرتان ناراحت نیست که این قدر تنها در منزل بماند ؟ گفت : نه آنها عادت کرده اند و شبها که به خانه می آیم به کار هایم رسیده و خرید و مهمانی می رویم . گفتم اما بچه های من شبها زود میخوابند که برای رفتن به مدرسه و مهد آماده شوند. و من بیشتر از یک شیفت کاری نمیتوانم بیرون از منزل بوده و نمی خواهم زندگی و سلامت روحی خانواده ام را فدای در آمد کنم. من به عنوان یک مادر و همسر وظایفی دارم که نمیخواهم در مورد انجام آنها کوتاهی کنم . و همین نوبت کاری که دارم نیز با لطف و کمک همسرم و همکاری دیگر اعضای خانواده است که موفق به جلو میبرم . به خاطر دارم در جلسه ای که با همکاران داشتیم از یکی از دوستان که اطلاعات زیاد و مطالعات فراوان دارند سوال شد که چرا برای ادامه تحصیل اقدام نمیکنند؟پاسخ جالبی داد : گفت نمیخواهم از نردبانی بالا بروم که بعد از رسیدن به انتهای راه متوجه بشوم روی دیوار اشتباهی قرار داه شده بوده ! فعالیت اجتماعی و انجام مسئولیت در قبال جامعه نباید باعث از هم پاشیدن سلامت اصلی ترین نهاد اجتماع یعنی خانواده بشود. باید برنامه ریزی آن گونه باشد که هیچ کاری فدای کار دیگر نشود . از حرص و طمع باید پرهیز کرد. خلاصه هیچ کدام سخن دیگری را نپذیرفتیم . صلاح مملکت خویش خسروان دانند . چه بگویم؟ موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنج شنبه 22/10/90 ] [ 11:47 صبح ] [ ف .گ. تهرانی ]
سلام گلهای باغ زندگی خوبید ؟ حقیقتش از دو ماه پیش دست و دلم به نوشتن نمی رفت دو ماهی هست که پدرم از بین ما رفته و من حوصله ای نداشتم . هفته قبل هم یکی دیگر از بزرگتر ها ی فامیل بعد از عمل قلب باز از بین ما رفت . خلاصه مشغول بودیم . فکر میکردم که راه رفتنی را باید رفت . دیر و زودش خیلی مهم نیست اما مهم این است که وقتی رفتی کوله بارت باید خالی نباشد. بازمانده ها را باید بسپاری به خدا چرا که دیگر از دست تو کاری بر نمی آید . هر کاری که میتوانستی انجام دهی باید تا حالا انجام میدادی . وقت رفتن که میرسدلحظه ای درنگ نتوان کرد . ما هم که برویم باز هم مثل همیشه خورشید هر روز صبح طلوع میکند . روز های ابری هوا تاریک میشود . شبها ماه طلوع میکند و ستارگان هم چشمک میزنند. کودکان میخندند. و صدای قهقهه مستانه شان نوید زندگی میبخشد. خوبیها همچنان خوبند و بدیها همچنان بدند . ولی تو باید بروی.... تو چه کرده ای؟ خوبی ؟ بدی؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پاشم پاشم برم کوله بارم خالیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1 گرچه در دل غوغاست ! تاب ماندن هم نیست پای رفتن هم نیست
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ دوشنبه 28/9/90 ] [ 7:16 عصر ] [ ف .گ. تهرانی ]
سلام بچه ها
باز هم ماه مهر ماه مهربان سلام معلمها فردا بی زحمت صبح زود بیدار شید که سال تحصیلی جدید اومد .(ستاد اطلاع رسانی ادمهای خواب آلوده) حالا خودمونیم کار ندارم که بقیه کارمندان به خاطر سه ماه تعطیلی سایه ما معلمها رو با سنگ میزنند مخصوصا دوستان بیمه ایران که با تمدید بیمه طلایی و افزایش شدید مراجعان میخواهند سر به تن معلمها نباشه اما تابستونم تموم شد. بعله چشم که به هم میزنی عمراست که میگذره. خدا آخر و عاقبتمونو به خیر کنه. یا علی بریم بخوابیم که فردا خواب نمونیم موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 2/7/90 ] [ 11:13 عصر ] [ ف .گ. تهرانی ]
چگونه دل گیر نباشم؟ وقتی که در میان جهل و خشم و نفسانیت عده ای کوچک بسیاری میسوزند؟ وقتی به خاطر زیاده خواهی از این دنیای کوچک بسیاری قربانی میشوند؟ وقتی بعضی از گرسنگی میمیرند؟ وقتی کودکی بی گناه پرپر میشود؟ وقتی.... ولش کن اگر بگویم روحیه دیگران هم خراب میشود . شوال شد و هر چه به اسمان نگاه کردم نشانه ستاره گم شده ام را ندیدم . غم غربت خسته میکند دل را و شادی را به لبخندی سرد با هزاران معنی در پس بدل میسازد. چگونه ارام بگیرم در زمانی که غریب عالم از درد های انسانها به خود میپیچد؟ چگونه فریاد کنم که ای ادمها تا کی میخواهید ادم نباشید؟ تا کی انسانیت خود را به نان و شراب میفروشید؟ مگر نه این است که مرگ از ذلت بهتر است؟ چرا ذلت را میخرید؟ چرا رها نمیشوید تا نسیم روح بخش آزادی نوازشتان کند؟ مگر از خوبی چه بدی دیده اید؟ با کدامین جرئت و جسارتی کودکان بیگناه را به بردگی میبرید؟ بر کدامین گناه مردم را میکشید؟ به امید کدام زندگی حقی را ضایع میکنید؟ مگر نمیبینید که مرگ اینقدر نزدیک است؟ همه میمیرند و فراری نیست چه بپذیری یانه دیر یا زود و دیر دیر که بمیری نود یا اگر صد سال ان قدر نیست که بتوانی به تمام امال طولانیت برسی باید بروی دل گیرم از خود دل گیرم دل گیر...................................................................................................
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 11/6/90 ] [ 12:18 صبح ] [ ف .گ. تهرانی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||